شمس الدين حافظ

40

ديوان حافظ ( انتشارات زوار ) ( فارسى )

واقع‌بينى و رئاليسم مخصوص به خود و بدون تأثّر و هيجان فرمودند فلانى مگر انسان نمىميرد ؟ خوب تحقيق كرده‌ام ، به‌اضافه مقدّمات فراهم است شايد هم با اين ناخوشى نميرم ولى خوب چند ماه بعد ، بالاخره فكر مردن را بايد داشت . من از 1924 ميلادى كه براى تكميل تحصيل طبّ يعنى تخصص در امراض داخلى به پاريس رفتم با ايشان آشنا شدم . البتّه نام ايشان معروف بود ولى ذهنم نمىرفت كه نوعا ميرزا محمد خان با ساير اهل ادب متفاوت است ، او عالم است و عالم متبحرى است و در عرض علماى بزرگ تاريخ است . مجلس اوّلى كه ايشان را ديدم در كتابخانهء ملّى پاريس بود كه به‌اتّفاق ايشان ساعت چهار بعد از ظهر با يكى از خراسانيها كه آن وقت در پاريس بود يعنى آقاى على بزرگ‌نيا ، صدر الاشراف ، بعد از آشنايى در كتابخانه ، رفتيم به كافه‌اى در كوچهء ريولى چاى خورديم ، تا ساعت هفت باهم بوديم ، در آن مجلس هم زياد جلوه نكرد زيرا ميرزا محمّد خان در برخورد به اشخاص بسته به اين بود چه صحبتى پيش آيد ، ممكن بود عادىترين صحبت‌ها پيش آيد او وارد مىشد و مىگفت و مىشنيد . اتفاقا در چند روز بعد از آن ملاقات كه فصل تابستان پيش آمد من سفرى به برلين رفتم ، دو ماه در آنجا بودم بعد به هلاند رفتم ، از آنجا به لندن رفتم . در آن سال كنگرهء بين المللى مستشرقين در لندن منعقد مىشد و مرحوم قزوينى به نمايندگى ايران در آن كنفرانس شركت جست و يك هفته به لندن رفت . چندى بعد يكى از مستشرقين عالىمقام را نمايندگى يكى از دول ديگر را در آن كنگره داشت در پاريس ملاقات كردم ، در طى صحبت از جريان كنگره از مرحوم قزوينى صحبت كرد و گفت انسان به جلالت قدر اين مرد بزرگ در مجامع بين‌المللى غبطه مىبرد زيرا استشهاد از قزوينى قاطع هر مباحثه‌اى است و « قال قزوينى » در مباحث مخصوص به قزوينى در حكم « قال ارسطو » است در مباحث فلسفى در قرون وسطى . زيرا به طورى كه مىدانيد در قرون وسطى در مباحث فلسفى ارسطو را تقريبا سرحد عقل بشرى مىشمردند و تخلف از آراء او را روا نمىداشتند و همين‌كه كسى در مقام استدلال مىگفت « قال ارسطو » طرف جرأت ادامهء مباحثه نداشت ، تا در قرون اخير اشخاصى مانند فرانسيس بيكن و دكارت در اطراف ارسطو به مباحثه پرداختند و مسائل او را مورد نقد قرار دادند و در بعضى مسائل با او به معارضه برخاستند و آنچه را ابو على سينا قرن‌ها قبل از آنها روا داشته بود اجرا كردند ، زيرا ابو على سينا در مقدمهء « حكمة المشرقين » صريحا مىگويد من به عظمت مقام ارسطو معترفم ، ارسطو خدمات بزرگ به فلسفه كرد ، بسيارى از مسائل را مرتب و منظم براى اخلاف باقى گذارد ، اما ارسطو براى زمان خود بزرگ بود و خدمات علمى بزرگى انجام داد ، اما علم نبايد جامد و راكد بماند و